ارسال شده در ۲م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
در آستانه ولادت حضرت امام حسین(ع) و روز پاسدار، كاركنان دفتر رهبری و اعضای سپاه حفاظت ولیامر به همراه خانوادههای خود، با حضرت آيتالله خامنهای دیدار كردند.
در این جلسهی صمیمی كه با اقامهی نماز جماعت مغرب و عشا آغاز شد، رهبر معظم انقلاب، دو عنصر «ایمان و آگاهی» را از عوامل ایجادكنندهی انگیزه برای انجام «كارهای بزرگ و ممتاز» دانستند و تاكید كردند: «كارهای ممتاز و خوب، فقط با انگيزههاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام ميگيرد و نمیتوان این كارها را به صورت دستورى و تشريفاتى و ادارى انجام داد». ادامه مطلب »
دستهها: اخبار | ۱ نظر »
ارسال شده در ۲۵م, تیر ۱۳۸۹ توسط arafat
در قفس که گشودند، یکی موند: صادق یکی نموند: محسن… «صادق روشنی: جانباز شیمیائی و بردارش شهید محسن روشنی هر دو از پاسداران ولایت مدار… محسن روشنی، شهیدی که در شب اربعین حسینی، در سنگر کمین، گلوله دو زمانه می خوره تو حنجره اش، پر پروازش گشوده و بال می کشد.و صداق روشنی بردارش: شیمیائی شده و میماند. سال پیش که امتداد خاطرات صادق روشنی رو منتشر کرد او ۵۶ کیلو وزن داشت. امروز وزنش رسیده به ۴۳ کیلو …. براستی پروازش نزدیک است… گفتم صداق موندن سخت است از شهید شدن” گفت درسته شهداء رفتن اونجا همچی رو مهیا کنند ما اینجا همچی رو روبراه کنیم. انشالله وعده خداوند بزودی محقق می گردد… امروز ما مهمان سه مادر دو شهید بودیم: کشور موذنی مادر شهیدان صادق و محسن روشنی، ربابه کبیری مادر دو شهیدان، محمد روشنی و احمد روشنی، فاطمه روشنی مادر شهیدان: حسن وحسین روشنی و…. همه بودند، امروز حال عجیبی بود. روزی که متبرک شده به دست های بریده حضرت ابولفضل… ما هم رفتیم که دلی حالی بدست بیاوریم. طایفه ای هستند که ده شهید تقدیم خدا کرده اند. عجی سعادتی پای دل ده مادر شهید نشستن آن هم در جوار یه امام زاده ای که (روشن آباد نام دارد) و متبرک است این سرا به نام ده شهید:« روشنی ها » نوه و نتیجه و پسر و پدر و عمو زاده، جایتان خالی بود. روز جانباز هم بود، همه مادران شهید داده و مادران جانباز در راه خدا تقدیم نموده همه بودند. ما هم بودیم. امروز مجلس ما حال دیگری داشت. یاد سیدالشهداء و ابوالفضل العباس علمدار کرببلا و …. آری همه آمده بودند. مگه میشه مجلس متبرک بشه به نام سالار شهیدان آقا امام حسین و جز این باشد و ما بنده های ناچیز هم خادمان مجلس بودیم. حاج ربابه مادر دو شهید گفت: زنده نگه داشتن یاد شهیدان و نام شهیدان و همین که شما خبری از مادران شهید می گیرید خودش کمتر از شهادت نیست. این رنجی که شما درین هوای گرم تحمل میکنید با وضع جسمانی تان خدا میداند که ما شما رو روز قیامت از یاد نمی بریم. مگه میشه شهداء ناظر نباشند الان بچه های ما حاضر و ناظرند و شما رو که این سعادت نصیب تان گشته نزد خدا ی متعال اجرتان محفوظ، گفتیم دعا کنید که شهید ازین دنیا بریم. مادر شهیدان همه گفتند: ما دعا میکنیم که صد سال زنده بمانید و به شهداء خدمت کنید. ما درین سال ها کسی رو ندیدم اگر هم بودند خیلی کم هستند که نام و یاد شهید رو زنده بدارند. همه داد شهید دارند اما نشونی از مادران شهید ندارند بعد میخواند که شهدا روز قیامت بداشان برسند. اینکه ما در خلوت خودمان هی شهید شهید صدا کنیم هنری نیست. باید راه شهید را ادامه داد. نام شهیدان را زنده نگه داشت. شهداء اهل ولایت بودند. شهداء نه اهل دروغ بودند نه اهل دنیا و دغل بازی نیرنگ، اینکه با نام شهید و فقط بگویم ای شهداء بداد مون برسید. باید دید ما خودمون برای شهداء چه کردیم. راه شهید نام شهید، …..
اعبدو… عبادت کنیم صداقت داشته باشیم و اتقو .. تقوا پیشه کنیم. و اطعیون…
اطاعت کنیم از ولایت امر …. شهداء از ما می خواهند. ….

شهید محسن روشنی، دوران نو جوانی

شهید محسن روشنی، شهداء زنده اند…

مادر شهید محسن روشنی و جانباز شیمیائی صادق روشنی

جانباز شیمیائی، صادق روشنی… وداع با برادر شهیدش محسن

صادق روشنی و مادرش

وداع با شهید…

حمید درباری کار گردان برنامه افلاکیان….

اتاق تدوین برنامه(افلاکیان)… مهرداد و معصومه خامسی، تدوینگران
سیمای جمهوری اسلامی ایران: مرکز گلستان
گروه تلویزونی بسیج افلاکیان
کارگردان: حمید درباری
نویسنده: غلامعلی نسائی
تصویر بردار:
صدا بردار: سعیدی
دستیار تهیه: فدائی و مدیر تولید: زرگرانی
امتداد
افلاکیان
دياررنج
قفسي تنگ به وسعت دنيا
حکايت شهادت همچنان باقيست …
حاجات تون روا
التماس دعا
همراز پروانه ها باشيد
نشاني تماس
diareranj@gmail.com
دستهها: تصاویر, خاطره, سفرنامه | بدون نظر »
ارسال شده در ۲۴م, تیر ۱۳۸۹ توسط arafat
آی مردم!
کسی درد مرا می شنود…؟
مادرم قفس!
بابایم نفس کم دارد…
جانباز شیمیائی ناصر واحدی منش ۶۵%… بسیجی، سنگر ساز بی سنگر
وقتی شیمیائی که زدند. از روی بولدزر پرید چفیه اش را خیس کرد و بست به صورتش تا بچه های جنگ پشت خاکریز بلندی که او می سازد در امان باشند،
از حمله کرکسها و جغدهای شوم.
حرف کشید به رفقای که در جنگ در کنارش شهید شده اند بعد خمپاره بغض لعنتی ترکید و نفس هایش بند افتاد بعد نقش زمین شد…. بیهوش!
تا تو نیز یاد بگیری که درین دیاررنج از صبور ترین ها باشی…..
همسرش او را در آغوش کشید…
همه چیز بهم ریخت اما ما دوربین مون رو خاموش نکردیم که تا تو بدانی بچه های جنگ چه می کشند…
در خلوت خاموش زندانی در قفس …
پرو بال ما بریدند و در قفس گشودند….
وقتی زنگ می زنم به بچه های که می خوایم بیایم ازشون یه مستند بسازیم. همان اولش می زنند جاده خاکی، هر چه اصرا می کنم از آنها انکار… بعد می گویم که شما در برابر آرمان ها وارزش های خودتان مسئولید….
با عصبانیت رو سرم داد می کشند که مرد چرا نمی فهمی؟
که چی بشه؟… برای کی؟ منتشر کنی… برای چی؟
تیتراژ پایانی برنامه امشب ما از تلویزبون، افلاکیان…..
باور کنید مردم پاسخ آئینه ها سنگ نیست ……

هر روز یه برادر در سیاهی شهر … پروانه می شود …این پدرکی پرو.انه می شود…

فرزند این جانباز که یک طلبه است…
گفت: من هیچی برای گفتن ندارم…
حرفم نمی آید!
بغضها مجوز صدور نمی نمی دهند.
بگذار حرف هایم بماند برای تنهائی ام… اشک هایم همه برای خداست…
نفسم نمی آید… بابا نفس کم دارد مادرم قفس…

آی مردم! کسی درد مرا می شنود…!؟ مادرم قفس کم دارد…
بابایم نفس….

کارگردان: حمید درباری

باور کنید مردم پاسخ آئینه ها سنگ نیست ….
افلاکیان خطی بی پایان تا ملکوت شهیدان
گروه بسیج تلویزیونی افلاکیان…
امتداد
دياررنج
قفسي تنگ به وسعت دنيا
حکايت شهادت همچنان باقيست …
حاجات تون روا
التماس دعا
همراز پروانه ها باشيد
info@diareranj.ir
**********************************
دستهها: اخبار, سفرنامه | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۷م, تیر ۱۳۸۹ توسط arafat
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي / كه هنوز من نبودم و تو در دلم نشستي
رقابت قرابت به دوست از ساعتی قبل آغاز شده بود و ما کمي دیر رسیده بودیم. اين كمي دير رسيدن، انگار در خون ماست و يا با سرنوشت ما گره خورده است. درست مثل روزي كه كمي دير به دنيا رسيديم و از قافلة شهدا وامانديم.
زاویة دیدم را به صندلی آقا تنظیم کردم، در نقطهاي كه چشمانم به چشمانش زل بزند، جاگير شدم. عقربههاي ساعت كه به دوازده نزدیک ميشود، ضربان قلبمان هم تندتر ميزند. چرا در اشتیاق دیدار چهره معشوق، دل پرپر نزند؟ گويي فاصلة سالها انتظار در اين پنج دقيقه كش آمده است و قلب ميخواهد براي زودتر رسيدن، از قفس تنگ سينه خارج شود.
ادامه مطلب »
دستهها: اخبار | بدون نظر »
ارسال شده در ۴م, خرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
با آغاز نامنویسی زائرین حج تمتع در کاروانها سازمان حج و زیارت نشانی اینترنتی مربوط به عملیات حج تمتع را اعلام کرد. … به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از روابط عمومی سازمان این سایت ها که مربوط به زائرین، مدیران، کارگزاران و نیز پروازها مي باشد به قرار زیر است: ادامه مطلب »
دستهها: اخبار | ۱ نظر »
ارسال شده در ۴م, خرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
رييس سازمان حج و زيارت با بيان اينكه نقل و انتقال فيش حج و عمره از طريق شركتها و واسطههاي رايج كه آگهي ميدهند، قانوني نيست، گفت: نقل و انتقال فيش تمتع، صرفا با واگذاري به افراد درجه يك و منسوبين قابل اثبات زاير، قابل پذيرش است. … ادامه مطلب »
دستهها: اخبار | بدون نظر »
ارسال شده در ۲۳م, اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط arafat
یک مقام مسئول در سازمان حج گفت: براساس برنامه ریزیهای صورت گرفته ثبت نام از متقاضیان اعزام به حج تمتع سال جاری از هفتم خرداد ماه در کاروانها آغاز می شود. برنامهريزي براي اعزام زائران به حج تمتع انجام شده اما اولويتهاي اعزام زائران و برنامه زمانبندي آنان براي ثبتنام در كاروانها طي ۲ هفته ديگر اعلام ميشود و پس از آن زائران ميتوانند ثبتنام كنند. ادامه مطلب »
دستهها: اخبار, تصاویر, خاطره, سفرنامه, عتبات عاليات | ۱ نظر »
ارسال شده در ۲۳م, اردیبهشت ۱۳۸۹ توسط arafat
به قلب تان مراجعه كنيد و ببينيد آيا تحولي در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال در شما بود، حضرت عليه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سيدالشهداء عليه السلام گريه است، اگر اشك آمد امام حسين عليه السلام اذن دخول داده اند و وارد شويد. ادامه مطلب »
دستهها: عتبات عاليات | بدون نظر »