چه غوغائی… های و هوی بهشت می بینم.

بغض گلویم را میفشارد…! عجب دردی…! این اتاق کوچک تنهائی ام… بنام سنگر
تنهائی… عمیق ترین لحظات یک انسان است.
پروردگارا… بارالها… معبودا… معشوقا….
من ضیعف و ناتوان که تحمل از دست دادن پاهایم را ندارم.
چگونه تحمل عذابت را با خود داشته باشم.
خدایا: مرا ببخش و از گناهانم بگذر… تو کریمی تو رحیمی…
خدایا: ما با […]

تو تک گل باغ منی ….

تنها ترین داغ منی…..

رمضان ماه مهر است و مهربانی…

.
.
.
.
ضیافت نور

آهای مرد بیا و امانتی تو تحویل بگیر…

تاب ایستادن ندارم.
از رمق افتاده ام آهای مرد…
بیا و از بغلم بگیر خودت را…
پای ام زخمی، دستم گرفتار عشق،
دلم گرفته و خسته ام از ماندن…
ازین پریشانی ازین دنیای فانی …
نامت چه بود..؟
مظاهر…
پسر که  هستی…؟
 شهید حبیب عبدالحسینی
آره مرد ما با هم کلی رفاقت داشتیم. با پدر شهیدت خیلی، خیلی بیشتر از خیلی زیاد ما […]

چشمانت را ببند و تا عزقدس همراه مادران ملکوت همسفر بشو…

اگه با پای دل در دیاررنج سفر کرده ای، دلت را واگذار و در دیار ما ساکن شو باور کنید من قسم میخورم، اینجا رنگ آسمانش جور دیگریست، رنگ دیگری حالا چشمانت را…

چشمانت را ببند و تا عزقدس همراه مادران ملکوت همسفر شو … هستی…؟
 

مادر شهید والا مقام حسن محمد علیخانی

مادر پاسدار شهید” نصرت […]

داغ جنگ… برو سهم خودت را بگیر….


دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر

در آستانه ولادت حضرت امام حسین(ع) و روز پاسدار، كاركنان دفتر رهبری و اعضای سپاه حفاظت ولی‌امر به همراه خانواده‌های خود، با حضرت آيت‌الله خامنه‌ای دیدار كردند.
در این جلسه‌ی صمیمی كه با اقامه‌ی نماز جماعت مغرب و عشا آغاز شد، رهبر معظم انقلاب، دو عنصر «ایمان و آگاهی» را از عوامل ایجادكننده‌ی انگیزه برای انجام […]