ارسال شده در ۳۱م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
بغض گلویم را میفشارد…! عجب دردی…! این اتاق کوچک تنهائی ام… بنام سنگر
تنهائی… عمیق ترین لحظات یک انسان است.
پروردگارا… بارالها… معبودا… معشوقا….
من ضیعف و ناتوان که تحمل از دست دادن پاهایم را ندارم.
چگونه تحمل عذابت را با خود داشته باشم.
خدایا: مرا ببخش و از گناهانم بگذر… تو کریمی تو رحیمی…
خدایا: ما با […]
دستهها: تا ملکوت شهیدان | بدون نظر »
ارسال شده در ۲۴م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
تنها ترین داغ منی…..
دستهها: افسران جوان جنگ | بدون نظر »
ارسال شده در ۲۲م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
.
.
.
.
ضیافت نور
دستهها: افسران جوان جنگ | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۵م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
تاب ایستادن ندارم.
از رمق افتاده ام آهای مرد…
بیا و از بغلم بگیر خودت را…
پای ام زخمی، دستم گرفتار عشق،
دلم گرفته و خسته ام از ماندن…
ازین پریشانی ازین دنیای فانی …
نامت چه بود..؟
مظاهر…
پسر که هستی…؟
شهید حبیب عبدالحسینی
آره مرد ما با هم کلی رفاقت داشتیم. با پدر شهیدت خیلی، خیلی بیشتر از خیلی زیاد ما […]
دستهها: سفرنامه ستاره ها | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۵م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
اگه با پای دل در دیاررنج سفر کرده ای، دلت را واگذار و در دیار ما ساکن شو باور کنید من قسم میخورم، اینجا رنگ آسمانش جور دیگریست، رنگ دیگری حالا چشمانت را…
چشمانت را ببند و تا عزقدس همراه مادران ملکوت همسفر شو … هستی…؟
مادر شهید والا مقام حسن محمد علیخانی
مادر پاسدار شهید” نصرت […]
دستهها: تا ملکوت شهیدان, میعاد در عتبات عالیات | بدون نظر »
ارسال شده در ۱۲م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
ارسال شده در ۲م, مرداد ۱۳۸۹ توسط arafat
در آستانه ولادت حضرت امام حسین(ع) و روز پاسدار، كاركنان دفتر رهبری و اعضای سپاه حفاظت ولیامر به همراه خانوادههای خود، با حضرت آيتالله خامنهای دیدار كردند.
در این جلسهی صمیمی كه با اقامهی نماز جماعت مغرب و عشا آغاز شد، رهبر معظم انقلاب، دو عنصر «ایمان و آگاهی» را از عوامل ایجادكنندهی انگیزه برای انجام […]
دستهها: افسران جوان جنگ | ۱ نظر »