خل شدی چل شدی،عاتل و باطل شدی، جائی نگی ؟

گفت که فردا ساعت یک و نیم بعد از نماز، قبل از نهار شهید میشم. گفتم  چی محمد یه بار دیگه بگو ، بگو  چی گفتی؟ زدم زیر خنده و  و گفتم دهاتی سیاه سوخته، چشم بسته غیب میگه، بعد دوباره از خنده ریسه رفتم و با مشت کوبیدم به پشت گردنش و گفتم خل […]