سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

رونمایی از ولی‎فقیه و ولایتمداریِ بهاری/ برای احساس خطر از ساختارشکنی و روند دفع حداکثری، کمی دیر نیست؟

کدمطلب : 17190

حاشیه‎ای بر اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی؛


رونمایی از ولی‎فقیه و ولایتمداریِ بهاری


برای احساس خطر از ساختارشکنی و روند دفع حداکثری، کمی دیر نیست؟


انتشار اظهارات مشایی در خصوص پایبندی به ساختار نظام و باور به نقد درون‎ساختاری بیش از هر چیز نشان داد آشپز نیز کم‎کم دارد نگران شور شدن آشی می‎شود که "خود" در کمال "بی‎اعتنایی به نقد دلسوزان" و با "دستان خود" پخته. با این همه اما این اظهارات نه تنها نتوانست ابهامات و نقدهای وارد بر این جریان را پاسخ گوید بلکه پرسش‎های فراوان دیگری را نیز فراروی قرار داد...



هوران: انتشار اظهارات مشایی در خصوص پایبندی به ساختار نظام و باور به نقد درون‎ساختاری بیش از هر چیز نشان داد آشپز نیز کم‎کم دارد نگران شور شدن آشی می‎شود که "خود" در کمال "بی‎اعتنایی به نقد دلسوزان" و با "دستان خود" پخته. با این همه اما این اظهارات نه تنها نتوانست ابهامات و نقدهای وارد بر این جریان را پاسخ گوید بلکه پرسش‎های فراوان دیگری را نیز فراروی قرار داد؛ پرسش‎هایی که خوب است فارغ از بگو مگوهای سیاسی و جناحی با نگاهی خردورزانه مورد نظر قرار گیرد.

به گزارش‌ هوران مشایی طی سخنانی تصریح کرد:«ما در ساختار نظام اسلامی هستیم. هر ایرادی هم که به این ساختار داریم، در چارچوب خودش داریم. ما معتقد به اصلاح درون ساختار هستیم... من معتقدم بزرگترین خیانت را آنها خواهند کرد که جلوی اصلاح را درون ساختار خواهند گرفت.»

او همچنین گفت:«من اینجا عرض می‎کنم هر کس در این مسیر یک گام از آقای احمدی‎نژاد عقب‎تر باشد، گناهکار است؛ یک گام جلوتر باشد، کلّهم منتفی است موضوعیتش... اگر کسی ادعای حضور در جریانی را می‎کند که نمادش احمدی‎نژاد است، حق ندارد از احمدی‎نژاد جلو بزند و مدعی آزادی و سیاست و مبارزه و از این حرف‎ها باشد.»

مشایی تأکید کرد:«اینکه ما همدیگر را دفع کنیم، این، آن را دفع کند و... کار درستی نیست. اما تفاوت‎ها را هم باید جدی بگیریم. این نیست که هرکس خواست باشد بگوییم او هم باشد!»

مشایی گفت:«ما یک فرمانده واحد داریم. اینجا نشسته(اشاره به دکتر احمدی‎نژاد)» او تصریح کرد:«احمدی‎نژاد نماد ماست؛ راهمان است.» مشایی همچنین افزود:«من به عنوان قبله به او(احمدی‎نژاد) نگاه می‎کنم، به عنوان مظهر ایمان به او نگاه می‎کنم.» او همچنین نکاتی را در خصوص بی‎گناهی بقایی مطرح کرد.



در خصوص این اظهارات با توجه با عملکرد این جریان و حامیانش نکات زیر درخور مداقّه جدی است:



1- بی‎پرده باید گفت این جریان ولی‎فقیهی را کنار نهاده و ولی‎فقیهی دیگر جای او نشانده‎ است. عملاً نیز از راه و رسم و چارچوب ولایتمداری نسبت ولی‎فقیه خود سخن می‎گوید! این همه در حالی است که بخشی از بدنه‎ی آن مدتهاست ولایتمداری را به سخره می‎گیرد و گاه حتی ولایتمداری را ولایت‎بسندگی نام می‎نهد. اگر باید بالاخره یک جایی یک نفر حرف آخر را بزند و بالاخره باید یک جایی در مقابل ولایت تمکین کرد، چرا قبله را رهبر انقلاب قرار ندهیم و در مقابل او تمکین نکنیم؟ اگر قبله ساختن و تمکین کردن، بنیاداً و مبناءً غلط است و این جریان طرفدار آرمانخواهی بی‎مرز است، اینجا هم قبله‎سازی غلط است. چرا باید یاران احمدی‎نژاد مقابل او تمکین کنند و مراقب باشند تا مبادا از او جلوتر یا عقب‎تر بیافتند؟! اساساً چه چیز این حد و مرز را تعیین می‎کند و مشروعیت این "حد و مرز" و "تعیین‎کننده آن" از کجا می‎آید؟ چرا سلیقه احمدی‎نژاد و برداشت او از آرمان‎ها و مسیر راه ملاک باشد و مثلاً سلیقه و برداشت خود آقای مشایی یا یکی از حامیان ایشان ملاک نباشد؟! ممکن است حامیان این جریان مبتنی بر همان آرمان‎های سردمدارانش برداشت دیگری از الزامات تندروی و کندروی داشته باشند. چه چیز برداشت سردمداران را به برداشت معیار تبدیل می‎کند؟ ضمن اینکه این دعوت به خویش و خویش‎معیارسازی چیزی جز روند فرقه‎سازی‎ها را در سالیان پیش به ذهن متبادر می‎کند؟

2- ممکن است برای فرار از پاسخ به تفاوت تلقی‎ها از ولایتمداری پناه برده شود یا تفاوت در نوع دعوت به ولایتمداری دانسته شود. در این حالت باید گفت همان معنایی از ولایتمداری را ملاک قرار می‎دهیم که این جریان نسبت به احمدی‎نژاد تئوریزه می‎کند و همان نحوه دعوتی را معیار می‎گذاریم که آنان در دستور کار قرار داده‎اند. آیا این جریان پایبند به همین نوع ولایتمداری نسبت به رهبری هست؟ اگر هست چرا رهبری را قبله خود معرفی نمی‎نماید؟ چرا ولایتمداری نسبت به او را تئوریزه نمی‎کند و بر آن اصرار ندارد؟ چرا مواضع رهبر انقلاب و مسیری که ایشان نشان می‎دهند را موضوع اصلی بحث در میان حامیان خود قرار نمی‎دهد و نمی‎کوشد تا خط مشی‎های اصلی را از ایشان اخذ کند؟ مثلا چرا دیدگاه ایشان را در خصوص مدل عدالتخواهی به بحث نمی‎گذارد و در عمل مُتّبع نمی‎داند؟

3- هر کنشگری باید به مدلولات التزامی آنچه می‎گوید و در عمل پی می‎گیرد و نیز به نتایج تبعی آن در بدنه توجه داشته باشد. آیا سردمداران این جریان واقعاً نسبت به آنچه از سوی بخشی از بدنه‎ی آن نسبت به ولی‎فقیه بیان می‎شود بی‎اطلاعند؟! آیا غیر از این است که این جریان طیفی از عدالتخواهان پاک را مدتهاست از ولی‎فقیهی جدا کرده و به ولایت فقیهی دیگر رسانده؟ آیا مدعیان این جریان فکر نمی‎کنند کمی دیر نگران ساختارشکنی و جلو افتادن از احمدی‎نژاد شده‎اند؟ فکر می‎کنند وقتی مبناها را شکستند، با مبناهای خودساخته یا توصیه اخلاقی می‎توانند تبعات اقدامات خود را مهار کنند؟

4- آقای مشایی گفته است:«من معتقدم بزرگترین خیانت را آنها خواهند کرد که جلوی اصلاح را درون ساختار خواهند گرفت.» البته اگر کسانی بخواهند جلوی اصلاح را بگیرند، خیانت کرده‎اند اما آیا آنان که جریان عدالتخواهی را که اتفاقاً با تدابیر رهبری از سال‎ها پیش کلید خورده، خودمحورانه از چارچوب خارج می‎کنند، به اصلاح و جریان اصلاحی خیانت نکرده‎اند؟ روزگاری در این کشور عده‎ای در نماز جمعه رسماً شعار می‎دادند:«دشمن هاشمی، دشمن پیغمبر است.» و از قضا شخص آقای احمدی‎نژاد نیز زمانی در انتخابات در ستاد هاشمی فعالیت می‎کرد. آنکه جریان عدالتخواهی را در کشور سامان داد و انقلابیون را از توجیه نقایص و خطاهای حکومت به مطالبه انقلابی فراخواند، شخص رهبرانقلاب بود. جریان انقلابی سال‎های طولانی است که منتقد قوه قضائیه یا بسیاری از نقصان‎ها در میان اصحاب حکومت است و در این مسیر گاه رنج برخوردهای قوه قضا و طعم زندان را نیز چشیده. آیا سردمداران این جریان فکر نمی‎کنند رادیکالیسم آنان به مثابه رادیکالیسم امثال پالیزدار یا حتی در اِشلی بالاتر مانند رادیکالیسم داعش به منزله انحراف در نهضت انقلابی است و تبعاتی کاملا معکوس در کشور و جریان انقلابی به همراه خواهد داشت؟ آیا این خیانت به روند اصلاحی نیست؟

5- گفته‎ شده:«اینکه ما همدیگر را دفع کنیم، این، آن را دفع کند و... کار درستی نیست. اما تفاوت‎ها را هم باید جدی بگیریم. این نیست که هرکس خواست باشد بگوییم او هم باشد!» بیان کننده این سخنان فکر نمی‎کند کمی دیر به فکر بد بودن دفعِ این و آن افتاده‎ است؟ در روزگاری که هر روز فرد جدیدی راهش را از احمدی‎نژاد جدا می‎کند و منش و روش انحصارگرایانه‎ی سران آن را مورد انتقاد قرار می‎دهد، آیا این روند جدایی‎ها را طبیعی قلمداد می‎کنند و باز هم می‎گویند تفاوت‎ها را باید جدی بگیریم؟! آیا غیر از این است که به اسم جاذبه، نوع دیگری از دافعه ساخته شده و به اسم فراخواندن عده‎ای، جمع بسیاری رانده شده‎اند؟ به راستی امروز جز سه یار بهاری چه کسی در آن حلقه تنگ باقی مانده است؟ آیا مردم‎گرایی با نخبه‎ستیزی و خواص‎ستیزی اشتباه گرفته‎ نشده؟ این جریان این‎گونه می‎خواهد کشور را اداره کند؟! اساساً این راه درست خلوص‎سازی در کشور است؟! آیا این انحصارگرایی بی‎مرز با مشی پیامبرانه فاصله‎ای بی‎مرز ندارد؟!

6- در خصوص بی‎گناهی آقای بقایی سخن گفته شده. آقای هاشمی هم همین را در خصوص مهدی می‎گفت. آقای منتظری هم در ماجرای مهدی هاشمی او را بی‎گناه می‎دانست. آقای طالقانی هم قهر کرد و رفت. به خاطر داریم که امام فرمودند:«اگر احمد را بگیرند بکُشند هم من حرفى نمى‎‏زنم‏.» پرسش این است که چرا اجازه نمی‎دهند روند دادگاه منطقی برگزار شود؟ به راستی مشی و روش این جریان که روزگاری نیز کابینه را خط قرمز خود اعلام کرد و بعد با حکم دادگاه در خصوص رحیمی مشخص شد، آن حرف و حدیث‎ها خیلی بی‎راه نبوده است، چه فرقی با آقای هاشمی دارد؟ زمانی آقای رحیمی می‎گفت در صورت اثبات اتهام من، حاضرم دستم را قطع کنم! و آن روز هم این جریان تمام‎قامت پشت او ایستاد. آن روز هم جریان انقلابی به واسطه انتقاد از رحیمی با وجود تمام حمایت‎هایش از احمدی‎نژاد بَدِه و مورد انتقاد آقایان بود. با این اوصاف این جریان چرا انتظار دارد امروز ادعایش باورپذیر باشد؟ به فرض هم که حق در این مورد با آنان باشد، آیا همان فردی که با مداخله‎اش موجب آزادی بقایی شد، در صورت غیرعادلانه بودن فرجام ماجرا، نمی‎توانست محل رجوع قرار گیرد؟ انقلابیون هم در موارد مختلفی منتقد احکام صادره از سوی قوه قضا بوده‎اند و اتفاقاً آن روزها که عدالتخواهان شلاق می‎خوردند، سردمداران این جریان ساکت بودند. به این ترتیب روند کنونی، غیر از منازعه‎ای شخصی را به ذهن متبادر می‎کند؟

Share

نارنجستان هور

نظرات کاربران

نارنجستان