سبک زندگی جهادی
عضویت در خبرنامه

برای دریافت خبرنامه ایمیل خود را ارسال کنید

داستان یک زندگی از کوچه های خاکی تا نیزار های جنگ + عکس

کدمطلب : 16937


هوران: هر کس قصه های نا گفته ای دارد، قصه هایی که تمامی حقیقت وجود انسان در آن نهفته است و تمامیت وجود انسان را شکل میدهد. زندگی معمول زیستن در آرامش و آسایش در گذر عمر یا در روزهای شبیه به آن دام بزرگی است برای غفلت از خود. اگر زندگی تولدی است تدریجی و در گذر عمر انسان ذره ذره رشد می کند و به شکوفایی می رسد برای برخی از نسل ما فرزندان امام خمینی بچه هایی که تازه به مرز بزرگسالی رسیده بودند تولدی دفعی حادث شد، تولدی دوباره، ....  در کوران حوادث و سختی هاست که جوهره وجودی انسان فرصت بروز و ظهور پیدا می کند. من چگونه می توانم این همه را از خداوند توقع داشته باشم. از مسیری که زندگیم یافت جانبازی در راه خدا و صبر بر رنجها راضی و خوشنودم. از این هدیه خداوند هرگز بر کسی فخر فروشی نکرده و نمی کنم و بر هیچ کسی هم منتی ندارم و از راهی که رفتم پشیمان هم نیستم.


غلامعلی نسائی داستان یک زندگی است از کوچه پس کوچه های خاکی، از تولدش در سیاه ترین شب سال، یلدا، بلند ترین شب عالم، در سیاره سرگردان آسمانی، پیوندی دارد در بلند ترین شب یلدایش در نیزارهای خرمشهر که شنیدنی است. شبی که هزار سال بر او گدشت... گاهی ثانیه یک سال و دقیقه قرن، یک شب قصه هزارمین را ادامه میدهد، پسرکی کوچک که ناگهان تولدی دفعی تر از آغز زندگی اش، ...


گاهی انسان یک شبه پیر می شود و اینجاست، آغاز قصه غلام علی نسائی...


بی ربط: 


جان و جهان چو روی تو -  در دو جهان گجا بود


گر، تو ستم کنی به جان - از تو ستم روا بود 


ای یار..........................................


هر که رَخ اش چنین بود - شاه غلام او شود...


*****


برای عضویت در کانال هور (اینجا) را کیک کنید 





Share

نارنجستان هور

نظرات کاربران

نارنجستان